تبليغاتX
I'll rock u......!!!!!!:D:D

magic is real!! Our world is filled with magic, with the unexplained and the unexplainable

بیوگرافی
Never trust fairy tales!Any story that ends with"They all lives happily ever after"is a crock!There r no happy endings.No endings,full stop. Life goes on!!There's always something new around the corner.You can overcome major obstacles,face great danger,look evil in the eye and live to tell the tale- but that's not the end!Life sweeps you forward, swings you round,bruises and batters you,drops some new drama or tragedy in your lap,never lets go until you get to the one true end-death...As long as you're brathing,your story's still going.....!:d
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
آخرین آپ در این وبلاگ
سلام

این آخرین آپدیت تو ابن وبلاگه....

بقیه ی آپدیت ها تو این وبلاگ هستش:

www.xlxaxdxaxnx2x3x4x.blogfa.com

پس هر کی از این به بعد اومد اینجا بره تو اون یکی دانلود آهنگ خلاصه ی کتاب و فیلم و...

داره . سعی میکنم مثه این لوس نباشه...

PEACE evry1

 نوشته شده توسط لادن |  
بعد از مدتها...........!!!!!
 

hey felles!!!!!

چطورین؟؟؟ کامپیوترم ترکیده بود به تمام معنا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!...

خوش میگذره حالا؟؟؟ نمره هامونو اعلام کردن!!!! تمام دارسای حفظی رو ۲۰ نشدم!!!!!

علومم از همه کمتر شد!!!!!

امتاحانومون خیلی سخت بود!!!!!

ریاضی از بس زیاد بود یه سوال مسخره رو جا انداختم... ولی نمیدونم چه جوری ۲۰ شدم!!

به نظرم کسایی که صحیح میکردن مثه من حواس نداشتن....

wateve

الانم برای امتحان ورودی دبیرستان (بعد از ۲ سال) اومدیم.....

با این نت ********٫٫٫٫٫٫............*******،×٪פ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مدرسه ی ما حوزه بود از یه مدرسه ی دیگم (آداب) میومدن اونجا امتحان میدادن!!!!!

یک آدمای مزخرفین که خدا میدونه......

(من امسال المپیاد زبان اول شدم) دختره اومده گفته که تو چه جوری زبان اول شدی؟؟؟؟

منم برو بینیم بابا!!!

خلاصه چند روز بعدم دعوا شد در حد کتک کاری!!! من که اون وسط فقط داشتم می خندیدم....

 یکیشون دستشو انداخت گردن یکی از بچه ها... من هلش دادم بعد به بغل دستی

بیچاره ی من حمله کرد من که اون وسط فقط!!!!!!!

خیلی خنده بود!!!!!

بعد برا جشن الفبای کلاس اولیا آهنگشم با ما ها بود(کنسرت بود)

مهسا: دف

عارفه: دنبک(ژنتیکی بلده)

اون یکی مهسا: ارگ

من: گیتار

یه هفته ی آخر مدرسه بود خیلی خندیدیم!!!!! ولی من که از بچه ی نفهم بدم میاد دائم

داشتم با این فنچا دعوا می کردم یه سریشون رو سن وایساده بودن هی پاشونو

میذاشتن رو این میکروفن بعد ما خودمونو از پشت میکروفن جر دادیم مگه اینا میفهمیدن...

آخرش من بدو بدو رفتم رو سن سیمو از زیر پاشون کشیدم رو همون سنم باهاشون جلو

همه دعوا کردم بعد رفتم!!!!!!)it's me!!!!!!:D)

تو مدرسه روز آخر تو دستم چوب رفت( دست راست) کار به بیمارستان کشید!!!

دستمو شکافتن... آخرشم هیچی پیدا نکردن بعد بخیه زدم!!!

ولی متاسفانه میتونستم بنویسم!!!!

همین دیگه.......

خب  من برم!!!!! زود میام!!!!!!

later guyz!!!!!!!!:D

 

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
تولدم مبارک D:
سلام

جمعه تولدم بود!!!!!!!!!!

خیلی خنده بود!!! با بچه ها ( یه سریشون) مسخره بازیای سالم درمیووردیم و چند تا از بچه ها

(عمدتا" ladyz) شرکت نمیکردن!!!!! لباسای.... چه میدونم... به نظرم باحال یه ذره پوشیدیم

اینم لیستش

عارفه: pirate

مهسا:wizard

پریناز: pilot(لباس خلبانی باباش)

من: vampire( تی شرت بابامو پوشیده بود که ۳ برابرم بود!!!!)

تارا: chear leader

سارا: یه ذره cowboy بعدشم یه آرایش باحال کرد !!!

چند نفر دیگم یا lady یا خجالتی!!!!( خجالتو نمیدونم برا چی!!! با مامان یکی از بچه ها با همون

سرو قیافه سلام کردم....)

چند تا از بچه ها رو هم کشف کردیم!!!! یه یکیشون آخر lady بود داشتیم بهش رقص hiphop یاد میدادیم

۵ تا کتاب ۶ تا بلوز یه توپ بسکت یه گردنبند با دستبند و...(کادوهام بود)

بچه ها یک هفته ی قبل از تولدم بدجور بهم گیر داده بودن که برام چی بخرن!!!!!!

خرن دیگه ... یکی نیس بهشون بگه مگه باید از من بپرسن...!!!!

آ خرشم تا ساعتای ۱ نصفه شب شب قبل از تولدم sms زیادی که بهم فحش میدادن

تهدید می کردن که فرداش نمیان داشتم!!!!!!!!!!!!

تقریبا" تمام مدرسه به اضافه ی مامان باباهارو آسکل کرده بودم/:d\/:D\

شاید بعدا" یه سری عکسم گذاشتم...!!!

 

lata

P.S راستی حدود ۲ هفته پیشم وبلاگم یه ساله شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!مبارکه!!!

وای یادم رفت بگم... موقع کیک...  پریناز و تارا سعی کردن سرمو بکنن تو کیک موفق نشدن ۲ دقیقه

بعد گفتم جرات دارین یه دور دیگه این کارو بکنین.... بعد همون موقع دوباره پرینازو تارا و الهام ۳ تایی

حمله کردن به من سرمو کردن تو کیک......

can u blv it

بعد که به زور با جیغ و داد کلمو اوردم بالا... خونمون ترکید بچه ها عکس می گرفتن.... واااااااای

خیلی خندیدیم!!!!!!!!!  جاتون خالی....

 نوشته شده توسط لادن |  
13بدر, سینما
 

سلام

خوبین؟؟ منم بد نیستم!! ۱۳ بدر خوش گذشت؟؟؟

اول سینما رو میگم...:

رفتم فیلم freedom writer بعد از کلی فیلم ترسناک تنوع بود!! فیلم یه جورایی

اجتماعی بود...:

 

 

۳ صندلی اونورتر از من ۳ ۴ تا از این عرب پروروها نشسته بودن وسط فیلم یکیشون گفت:

excuse me, can i have your water

یک بطری آب داشتم

من:excuse meeee?????:O

معذب شدیم دستمو دراز کردم که بهش بدم یه ذره خندید... منم عصبانی شدم دستمو

پس کشیدم و:

it's out of my concern go and buy by yourself

اون:

I'm thirsty!!!!:O

حالا انگار من روزی دهندم:

SHUT THE HELL UP AND GO BUY BY YOURSELF...LET ME WATCH THE MOVIE!!!!!!!!:O

اون:

حالا فیلم تموم شده سیریش شده میگه:

I apologise for that!!!!!!

من:

ok, for God's sake just go away!!!!!

-so why r u angry??why don't u smile?????d

-whaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaat?????:O:O:O

just go B4 i call security

و بالاخره تموم شد!!!!

۱۳ بدر با پریسا و مهسا و مامانمو خواهرمو مامان و بابا و برادر پریسا و مامان و بابا

و خوهر کوچیکه ی مهسا رفتیم پارک..... همون روز اونقدر بارون اومد که نه تنها

من سر تا خیس خیس بودم احساس میکردم که تو جیبای شلوار بگم پر آبه!!

قبل اینکه مهسا بیاد یه ذره علافی با پریسا را رفتیم  تا مهسا اومد رفتیم این

خواهرارو بذاریم پیش بقیه خودمونم بریم یه ذره بخندیم....

بعد از کلی پیاده روی و از این جور حرفا برگشتیم.... یه ذره نشستیم بعد

کلی چونه زدیم که فردا نریم مدرسه حالا مگه میذاشتن...؟؟؟؟

انگار قرار بود حالا چی بشه....

آخرم فرداش رفتیم مدرسه فقط آهنگ گوش دادمو حرف زدم.......

از هفته ی دیگم هر روز امتحان داریم....

راستی آرین تولدت مبارک....

 

به جادو اعتقاد دارین؟؟؟؟ من اعتقاد داشتم ولی خب... اون کتابایی که تو پست قبلی گفتم

  • keeper of the winds
  • keeper of the waters
  • keeper of the flames
  • keeper of the earth

اینا داستانای واقعیه من یکی که مطمئن شدم.....وبلاگشو حتما" ببینین...!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
سال نو مبارک
سلام

خوبین؟؟؟؟؟؟

ببخشید دیر شد ولی حس نت نبود....سال نو همتون مبارک....

تعطیلات داره تموم میشهخیلی زود گذشت...!!!!

وضع عیدی امسال بد نبود!!!!!!!!!!!!

هر چند که در ۳ روز اول همش خرج کتاب شد!!!!!!!!

عید خوبی بود!!!!!!!!!!!!!

thts 1 of ma favrit authors!!!chek it out....her books rly rock!!!!:D i luv her

اینم وبلاگ جدیدمه!!!!!!اینم هستااا ولی خب برین توش می فهمین

چه فرقی با این داره!!!!!!!

www.badgirl237.blogspot.com

از همه تون خواهش میکنم که این کتابارو بگیرین!!!!!!!

  1. keeper of the winds
  2. keeper of the waters
  3. keeper of the flames
  4. keeper of the earth

به خاطر کم فروشی نویسنده نمیتونه بقیه شو چاپ کنه ولی شما ها

بخرین احتمال چاپش هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به نظر من که این کتابا جزء قشنگ ترین کتابایی بوده که تا حالا خوندم!!!!!!!!!!

این کتابم خیلی باحال بود

نتیجه ی اخلاقی این بود که به دوست صمیمیتون اعتماد نکنید

 

 

فیلم step up حتما حتما ببینین خیلی باحال بود!!!!!

یه سری عکس از step up :

tyler در حال بازی کردن بسکتبال:

 

 

یه حرکت خیلی باحال از tyler:

تیپش خیلی باحاله نه؟؟؟؟؟

بقیه رو هم خودتون برین اینجا ببینین!!!!!!!!!

later guys

 

 نوشته شده توسط لادن |  
آپ مصور
 سلام....

یه آپ مصور برا تنوع خوبه...!!!!!!!

عکس پایینی که...i rly luv it از این خفن بازیا......

توهم....!!!!!

 

چند وقت پیش که تولد پریسا بود رفتیم emirates mall

(بزرگترین مال تو خاورمیانه که ski dubai اونجاس و

اگه بخوای یه روزه همه شو بگردی خیلی طول میکشه...!!!!!)

با بچه ها رفتیم ski dubai البته اسکیش که نه.....

از این استعدادا نداریم .....خیلی خندیدیم

چند تا از این عربای پررو هم یه ذره دیگه میموندیم بزن بزن میشد....

کل برفم شد  میزدیمو در میرفنیم....!!!!!!!!!!فرداشم مریض شدم!!!!

این عکسم ski dubai (از سمت چپ بزرگتره...):

اینم پیست اسکیش از بیرون:

 

 

این عکسم خیلی باحاله!!!!!!!

یه dunk :

 

یه قسمت کوچولو از bass guitar:

 

۲ ۳ روز پیشم سورپرایز پارتی گرفتیم!!!!!!!!!!!!من که

تو این حال و هوا ها نیستم  آهنگش مهم بود با پیتزاش!!!!!بهشونم گفتم....

همه ی بچه ها رو هم خل کردم برا آهنگایی که میذاشتم!!!!!!!

ول میکردم میخواستن آهنگای درپیتی بذارن و تا وقتی akon و هست

چرا باید اون افشین زر زر کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب من برم مامانم میگه بیا یه ذره خونه داری یاد بگیر (به شوخی..!!!)

به جای این همه سر کامپیوتر نشستن....(توهم محض................)

یه نیمروی سادم بلد نیستم!!!!!!!!!!

من ذیگه برم یه ذره sims  در چه حاله....!!!!

peace guys

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
بسکت فیلم و....
خوبین؟؟؟؟؟؟؟

به به بازم که تولد داریم..........تولدت مبارک پریسا!!!!!!!!!!!

چند روز پیش طبق معمول با معلم علوممون

 و چند تا از بچه ها بودیم و داشتیم  میخندیدیم

 که ییهو ناظممون اومد تو گفت درس و تعطیل کننین

(حالا کو درس؟؟؟) که عمو پورنگ اومده...

یه لحظه من و معلم علوممون ماتمون برد....

چرا؟؟؟؟چون بچه ها رم کردن.....!!!!!

من گفتم چخه...........خجالت بکشین ۱۵ سالتونه.....!!!!!!!!

اصلا"نفهمیدن که چی گفتم....!!!!!!!!!!!!!!!!

 

من و پریسا ظاهرا" تنها کسایی بودیم که

از این یارو  از بچگی بدمون میومد!!!!!!!!

رفتیم پایین یه ذره با بچه ها مسخره بازی دراوردیم

بعد منو پریسا برگشتیم بالا که ذره

بشینیم بعد بریم امتحان المپیاد زبان.....

خیلی آسون بود....

بازم مصدوم تو بسکت مصدوم داشتیم.....

منم که نباید تا ۲ ماه بازی کنم

ولی از اونجایی که هیچ کدوم از بچه ها و معلممون

جلودارم نیستن کار خودمو میکنم ............

معلممونم که اعصابمو خورد کرد هر ۳ دقیقه یکبار :

لادن حواست به دستت باشه....!!!!!!!من:به خدا

حواسم هست اصلا" ازش استفاده نمیکنم......

ولم کن بابا...(البته این قسمت مبالغه بود....)

حالا مثلا" داشتیم تمرین دفاع میکردیم با یه

سری از بچه ها توپ اومده دست من

اون وسط بازم میگه......!!!!!!!

مصدوم:یکی از بچه ها پاش قبلا" شکسته بوده

پاش پیچ میخوره و دوباره

میشکنه....!!!!!!

۲شنبه هم معلم زبانمونو دیوونه کردیم... که

 آخرش گفت یا من از کلاستون

میرم یا چند نفرو میفرستم بیرون....چون کلاس ماس اون باید بره.....

ولی آخرم هیشکی نرفت....

چند روز پیشم با پریناز رفتیم سینما:ghost rider

فیلم اکشنو ما کمدی کردیم!!!!!!

اینم  یه عکس ازش:

 

من دیگه برم دینی بخونم

فعلا" بای

 

 

 

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
دستــــــم.........
 

همتون که خوبین !!!!!!!!!!!خب تا دلتون بخواد اتفاق افتاد....!!!!!!!!!!!!!

اول از همه المییاد کامییوتر رو دادم...بد نبود!!!!!ولی خیلی نامردانه

نمره میدادن...برای سخت افزار

چند تا داور آسون می یرسیدن چند نفر سخت...ا

از منم یکی از همون سختا امتحان گرفت...

 ساعت ۷.۳۰ که رفتی مدرسه ی یسراتا ساعت ۲ اونجا بودیم...

کل امتحانم ۲ ساعت طول نکشید

اونجام حلقه بسکت داشتن تویشم بود تویش چشمک میزد...

رفتم یه ذره الکی با توپ و حلقه ور برم که چند نفر

 از یه مدرسه ی دیگه اومدن گفتن میشه ما

هم بیایم؟؟؟؟؟منم که چی بگم خب!!!!!!!!!!!!!

 

خلاصه اینااینقدر منو حرص دادن که چیزی

نمونده بود دعوا شه...!!!!!!!!

آخرشم هیچکدوم رتبه نیوردیم!!!!!

بعدشم که یریسا و مهسا اومدن خونمون!!!!!!!اومدیم

خونه زنگیدیم به عارفه اونم ۳ سوته خودشو رسوند..........

خیلی خندیدیم یعنی بدجور!!!!

فرداشم زنگ آخر ورزش داشتیم!!مخ معلمرو زدم که با

چند تا از بچه ها بریم بیرون باحلقه بازی کنیم!!!!!!!!

گفت با مسئولیت خودت ببرشون!!!!!!!!!!!!رفتیم بازی

جدی اومدیم بازی کنیم...ولی از اونجایی

که یه سریشون اصلا" نمیتونن درست دریبل بزنن

 و عین قبایل وحشی زامبی بدون این که بدونن که حرکت درست

 و خطا چیه بازی میکردن!!!منم  خوب بلد نیستم

ولی خب سعی میکنم واسه ایت که تویو بگیرم عین

 دیوونه ها بازی نکنم!!!منم که دائم باهاشون

 دعوا میکردم که این چه وضعشه!!!!!!!!مهسا اومد پاس

 بده منم رفتم جلو بگیرم یکی از بچه های

دیگه اومد که نذاره من بگیرم توپ خورد به انگشت من و

اون اومد بگیره انگشت منم داشت میرفت!!!!!!!!!!

 فقط میتونم بگم که تاحالا یه دردی مثه اینو حس نکرده بودم

معلم ورزشمون اومده دست منو فشار میده میگه درد میگیره!!!!!!

میخواستم همون موقع یه چیزی

 بهش بگم!!!!!!بابا آدم عاقل چرا اینطوری فشار میدی!!!!!!!

رفتم بیمارستان گفتن دستم شیکسته!!!!!!آتل بستن!!!!!!!

شماها حواستون باشه که هیچ وقت مجبور نشین آتل ببندین

چون خیلی خیلی مزخرفه....این روزام حالم خیلی خیلی گرفته اس....

چرا باید اینجوری باشه!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب  من دیگه برم!!!!!

ولی اینم یه عکس که مایه ی آبروریزیه ولی واسه یه ذره خنده خوبه!!!!!!!!!!!

 

 

این یکی از درای ورودی مدرسمونه!!!!!ولی عکس برای یارساله!!!!!

خدارو شکر رنگش کردن!!!!!!

جواده نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

happy valentine's day 

فعلا" بای

 

  پ.ن:ممکنه بعضیا فک کنن که من خیلی از خود راضیمو از این حرفا!!!!نظره

دیگه...ولی این فکر برام خیلی جالبو خنده داره!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
تولــــــــد...وقایع مهم!!!!!!!!
سلام به همه

 خوبین دیگه؟؟؟؟؟؟فردا تولد دوستمه...الیکا...تولدت مبارک...

 حیف که انجا نیست...یارسال انجا بود ولی امسال رفت!!!!!!!!!!!!!!!!!

 دلم واسش تنگ شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همین جا بگم(چون میدونم اینجا میاد...):کادوت محفوظه....

 و حالا وقایع مهم:

 اول از همه تولد الیکا بود که گفتم!!!!!!!!شنبه باید بریم مدرسه!!!!!!!کلاس

 اضافه...ریاضی و علومبعدشم باید با یریسا و مهسا بریم المییاد کامییوتر...

 نمیدونم اصلا" چه جوری رتبه آوردم مرحله اولو!!!!!!!!!!!!کارنامه هارو هم دادن...خوب

  شدم!!!!!!!!!!!!!موهامم کوتاه کردم!!!!!!!!!!این روزام خل شدم

تاسوعا مدرسه مون مثلا" برنامه بود.............سینه زنی شون خیلی خیلی

 جالب بود...من که از دور دیدم به نظرم تا حالا برنامه ی مدرسه ی ما اینطوری نبود

 بلندگو افتاده بود دست این کوچولوها داشتن تو میکروفن همدیگرو صدا میزدن!!!!!!

 من نمیدونم این مدرسه ی ما با این برنامه ریزیایی که میکنن چه یشتکاری دارن!!!!!!

 

این یسرمه:

 

چطور بود؟؟؟؟؟؟

 

 

من دیگه برم فقط ۲ تا بیت شعر از مولانا:

رستم از این نفس و هوا زنده به لا مرده به لا

                                      زنده و مرده وطنم نسیت به جز فضل خدا

 رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان عزل

                                     مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

بقیه اشو حفظ نیستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!من برم دیگه

 فعلا" بای!!!!!!المییاد دعا کنین ضایع نشیم!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
بالاخره اومدم.......
سلام به همه!!!!

ببخشید از آیم که دیر شد!!!۲ دفعه کلی تایپ کردم این بلاگفا یسورد خواست

یادم رفته بود کیی بگیرم!!!!!

امتاحاناتمون تموم شد...هفته ی دیگم کارنامه هارو میدن!!!! 

الانم دارم هم مسئله ی ریاضی حل میکنم

دلم تنگ شده بود!!!!!!!

اینم یه آهنگ قشنگ

سایتش سابت خطرناکیه حواستون باشه ویروسی نشین!!!!!!!!!!

مدرسه که دوباره طبق معمول شده!!!!!!!!

چند تا عکس:

 

 

 

دفعه ی دیگه زود میام

فعلا" بای

 

 نوشته شده توسط لادن |  
نمیدونم عنوان و چی بزنم؟؟؟؟؟؟
 

  سلام به همه

  شرمنده از آپ دیروقت...!!!!!کلی امتحان داشتیم!!!!!معلما چه یشتکاری

  دارن!!!!!!!تا یدر آدمو درنیارن که ول نمیکنن!!!!!!!!

  خب بعد از یه لج و لج بازی دیگه  با این بابایی آخرش دیگه کم آورد!!!!!!!

  یه ذره با بچه ها سر کلاس اذیتش کردیم!!!!!!!!بعد زنگ آخر اومد به من یه ذره

  چرت و یرت گفت خلاصه اشم این بود که بسه دیگه!!!!!!اگه یه ذره تو  و یرسا

  کمتر اذیت کنین کلاس آروم میشه!!!!!!!!

  کم آورد.................!!!!!!

  وااااااااای!!!!!!!ینجشنبه مسابقه ی والیبال........من و بروبچز هم هستیم...

  جلوی همه ی مدرسه قراره ضایع شم!!!!!!مشکلم اینه که بیشتر

  وقتا ساعد و سرویسام کج میره!!!!!!!!!!!!!!می ترسم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  فکر کن که ضایع شیم چقدر جالب میشه!!!!!!!!!!!!!!!!

  هم واسه من دعا کنین هم واسه تیممون!!!!!!!!!!!

  اولین مسابقمه...!!!!!!!!!!!!!!

   من دیگه برم اگه بتونم ذره تمرین والیبال کنم!!!!!!!!!!!

   فعلا" بای

 

  یک روز بعد...مسابقه بهم خورد...!!!!!!

 


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط لادن |  
مدرسه و تولد و تقلب و دعوا و...!!!!
 

   سلام به همه    !!!!

   شرمنده که دیر شد!!!!!!امتحان و درس و....نشد دیگه!!!!!

  خب تو این مدت که آپ نکردم!!!!!!اتفاقای زیادی افتاد!!!!!!

   اول از همه با آقای بابایی یه دعوای درست حسابی کردم...  

   سر این که چرا وقتی مثلا"  یه سوالی می پرسه منتظره

   که یکی جوابشو بده...بعد وقتی من جواب می دم اصلا" 

   انگار نه انگار.........   بعد برمی گرده به انگلیسی

   میگه:

  "it's the way u answer"

   بعد من عصبانی شدم گفتم:

   جواب دادن من هیچ ایرادی نداره!!!!!!!!!!!!!   

   بعد برگشته به پریسا گفته که همه ی سوالارو  شما دارین

   جواب میدین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!به بچه ها گفتم به درک...!!!!!کی

    اهمیت میده به سوال جواب دادن!!!!!!!!!!!

    جلسه ی بعد اومده به من می گه که چه ترسناک نگاه میکنی!!!!

   (منم که پررو... )گفتم خیلی خوبه!!!!!!!!!!!!!!

   بگذریم...!!!!

   هفته ی پیشم رفتیم تولد...   تولد عارفه...خوش گذشت

   جای الیکا خیلی خالی بود!!!!!!!!  !!!!تا ساعت ۱۲ . ۱۲:۳۰

   اونجا بودیم... هر چی باشه از ساعت ۶ همه مون بیدار

   بودیم...  !!!!!دیگه داشتیم کله ها ی همدیگرو میکندیم   !!!!

   ولی خوش گذشت!!!!!!!!!!!

   سر امتحانا همه ی بچه های ما پاین!!!!بد جور!!!!!!!با حرکات دست

   یادداشت تو غلطگیر و حرف زدن و موشک   نگاه کردن و...!!!!!!!!!

   من خودم یا حرف میزنم یا یادداشت میدم  !!!!!! 

   تا یکی میره جلوی معلم وایمیسه(که البته یکی از قراراس با بچه ها)

   همه کله ها برمیگرده تو برگه بغلی!!!!!من همیشه

   موقع تقلب کردن خندم میگیره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   

   من و چند تا از بچه ها کلا" عشق والیبال داریم!!!!!!

   چند وقته که من هر روز توپشو می برم...زنگای تفریح

   میریم والیبال..........خیلی حال میده!!!!!!!!!!!!

   دیشب هم که رفته بودیم سینما...فیلمaccepted

   ببینین همین الان به آقا یسرای

   محترم یه چیزی بگم به دردتون میخوره!!!!!!!!شماره میخواین بدین

   به دختراا خواهشا" عین آدم بدین(به خدا اگه نگیریم   !!!!!)

   دنبال دخترا راه نیفتین!!!!!!  اگه اینقدر دنبال اینو اون راه بیفتین فقط

   شخصیتتونو اوردین یایین!!!!!!!!!!!!!

    دیگه همین دیگه...  فقط اینقدر کامنت دادین داشتم  میمردم!!!!

   وقت نداشتم بخونمشون    !!!!!!!!!!!!(بیشتر کنین کامنتارو) 

   اینم عکس به خاطر این که جدیدا" به هوا و فضا خوشم اومده...

  

 

   کامنت بدین!!!!!!من دیگه برم فعلا" تا آپ بعدی   

  

   راستی این ایموتایکنای من  مشکل داره!!!!!خواهشا" یکی کمک کنه!!!!!

   من نمیدونم چی کار کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اگه یستای قبلیم و ببینین

   میفهمین!!!!!!!!!!!!!هر کی میدونه این چشه لطفا"

   آف بذاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

  

  

 

 نوشته شده توسط لادن |  
کتاب
 

    سلام به همه

 

   یه هفته تعطیلی..... تموم شد!!!!از فردا دوباره مدرسه.....

 

    تازه امتحانم داریم!!!!!!!!! ۲ تا!!! مکالمه زبان و عربی!!!!!

 

    خب هر دوش آسونه عربی مون که  با  خانم خلیلیان!!!!!!!

 

    خیلی شوخیایی که می کنه لوسه!!!!!و دائم هم 

 

      مشغول پیام اخلاقی دادنه!!!!!!  

 

   خب تو این تعطیلات هم ۲ تا کتاب خریدم!!!!تقریبا" هر دو رو ۲

 

    دور خوندم!!!!!!  خیلی باحال بودن!!!!

 

   اولی اسمش  first dateبود!!!!اینم خلاصه اش به زبون خودم:

 

    این درباره ی یه پسره اس که وقتی بچه بوده مامانش از باباش طلاق

 

   میگیره و خواهر بزرگترشو بر میداره و می ره و این   پسره رو نمی بره

 

   بعد  پسره  که البته ۳ تا اسم داشته آخرش هم معلوم نشد کدوم بود!!!

 

  (lonnie,joe,will)ولی بیشتر داستان will بود!!!!

 

  بگذریم!!!این باباش هم (ببخشیداا)شبا مست می کرده میومده این

 

   پسره رو کتک می زده!!!!بد  پسره  حدودا" ۲۰ سالش که می شه!!!!

 

   واسه انتقام گیری از مامانشراه میفته می ره تو شهرای مختلف

 

    واسه این که از مامانش انتقام بگیره می رفته تو شهرای مختلف

 

   تا مامانش و خواهرش و پیدا کنه هر دختری هم که شبیه اونا بوده رو

 

  اول باهاشون دوست می شده بعد میکشتتشون!!!!   روانی بوده دیگه!!!

 

  بعد می رسه به یه جایی به اسم shadyside

 

  اونجا هم یه دختره بوده که این باهاش دوست می شه تا بکشتش!!!!!!!!

 

  اسم دختره:chelsea بوده!!!!!!!!

 

  هم زمان یه پسره دیگه که شبیه این یکی بوده هم می خواسته با این دوست

 

  بشه ولی خب این به نظرش عجیب رفتار کرد!!!!واسه همین

 

   با اون قاتله  دوست شد!!!!بعدFBI  میادو به دختره می گن که

 

   یه همچین آدمی هست!!!!بعد این اصلا" فکر نمی کنه که will باشه

 

   و یاد اون یکی میفته که اسمش tim sparks  بوده اونو معرفی میکنه!!!!!

 

   آخرشم که FBI بهش میگه که این نبوده اون با will بوده

 

  بعد دوزاریش میفته و میگه !!!!!!!!!FBI میگه که ما الان میایم!!!!!!!!

 

  بعدwill  که می خواد اینو خفه کنه خودشو به مردن می زنه!!!!

 

   تا ۴ دقیقه می تونسته نفسشو حبس کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

   (خالی بندیه بابا............)

 

  چون ساکسیفون می زده!!!!!!!بعد که می ره یکی لز دوستای دختره 

 

  رو هم چون درباره ی این می دونسته  بکشه دختره جلوشو می گیره!!!!!

 

  بعد FBI میادو!!!!will دستگیر می شه و chelsea  با

 

  sparks  دوست می شه و کتاب تموم میشه!!!!!!!!رفتار sparks 

 

   هم به خاطر این عجیب بوده که خیلی تنها بوده!!!!!

 

     کتاب باحالی بود اینم یه عکس ازش:

 

          

 

   تو کتاب وقتی دختره به مامانش گفت که با یکی دوست شده

 

  (من عین متن کتاب می زنم)

            i'm so happy for you!!you were so lonely 

??? these days!!when can i meet him    

   

   حالا اگه بیشتر دختر پسرای ایرانی برن همچین چیزی رو به

 

   مامانشون بگن مامانه میگه جعمش کن............  !!!!

 

   من نگفتم همه شون گفتم بیشترشون!!!!!!

 

    به نظر من خیلی بده!!!!!

 

  مردم تا این همه تایپ کردم!!!!!!

 

   تا آپ بعدی بای     

 

 نوشته شده توسط لادن |  
نمی دونم...!!!
 

    سلام به همه...   !!!

  خب همه تون که خوبین؟؟؟یه هفته به خاطر عید فطر تعطیلیم..    !!

  !اتفاق خاصی هم نیفتاده!!!دیشب با یکی از بچه ها رفته بودم سینما

   فیلمjohn tucker must die  بد نبود!!!خندیدیم....!!!

   اینم چند تا عکس از فیلمش:

                 

 

             

 

             

 

   معلم ادبیاتمون خیلی نامرد از آب دراومد!!!یه دفعه که از من دستور  پرسید !!

   من هر چی درس داده شده بودو درست گفنم ولی ازم یه چیزایی زو که تا

   حالا هیچ کدوممون نشنیده بودیم و غلط گرفت  (عطف و معطوف  )

  منم که شوک شده بودم!!!همه ی بچه ها ازم طرفداری کردن!!!

  بچه های اون کلاسم

  همین جور...!!!   ولی خب قبول نکرد!!!

  اینم یه شعر از مولوی که البته کامل نیست

   کلیات شمس هم در دسترس نیست!!!   

     من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

     پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

     سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

     ور از این بی خبری جامه مدر هیچ مگو

     دوش دیوانه شدم عشق مرا دیدو بگفت

     آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

     گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

     گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

  امیدوارم خوشتون بیاد   !!!مرسی از کامنتاتون    !!!

   فعلا" بای                    

     

 

 نوشته شده توسط لادن |  
هفته ی دوم مدرسه
 

سلام به همه ی دوستایی که میان اینجا و کامنت می دن می دن!!!

این دومین باری که دارم این پست و تایپ میکنم!!!دفعه ی قبل پاک شد(پسورد خواست...)

   خب امروز یکشنبه اس و روز اول هفته ی سوم مدرسه...خب امروز سرما خوردم و

نرفتم مدرسه!!!!مرسی از مهسا که زنگ تفریح بهم زنگید...

هفته ی  پیش هم خیلی جالب نبود!!!اصلا" مدرسه کی جالب بوده؟؟؟؟

بازم با این معلمه بابایی بحث کردمبه خیال خودش انگلیسی و با لهجه ی آمریکایی حرف می

زنه...توهین نباشه به اونایی که آمریکایی حرف می زننولی واقعا" از این لهجه بدم می آد...

بگذریم...میگه که باید بعضی کلمه ها رو با هم میکس کرد مثلا" last yearرو با هم میکس

می کنه میگه lasher(لشر)نمی دونم شاید درست باشه...ولی من بهش گفتم که من توی

فیلمای آمریکایی هم ندیدم این طوری تلفظ کنن!!!بعد می گه که نه همین جوری درسته!!!

(منم که پررو...تعارف ندارم)میگفتم نه از کجا می دونی؟؟؟ما که نشنیدیم!!بعد می گفت نه

 درسته!!آخر سر پریسا گفت لادن بی خیال!!

دیگه اتفاق خاصی نیفتاد...!!!!فقط این که معلم زبان مال ایران!!!با انگلیسی به لهجه ی خودش

(که شرط می بندم تا حالا همچین لهجه ای نشنیدین... )حسابی سرافرازمون کرد...!!!

دو تا جک:

یه روز ترکه با دوست دخترش تو ماشین بودن می رسن به ایستگاه بازرسی...ترکه می گه

تو پیاده شو برو بعد از ایستگاه بعد بگو تجریش تا من سوارت کنم!!!بعد که از ایستگاه می گذره

دختره یادش می ره بگه تجریش...میگه ونک...!!!ترکه می گه شرمنده خانم مسیرم

نمی خوره!! 

یه روز دیگه ترکه می ره خواستگاری یه دختری که اسمش آهو بوده...بعد ترکه هی اینو

پروانه خانوم صدا می کرده...دختره می گه بابا اسم من آهو نه پروانه!!!

ترکه می گه ای بابا خانم چه فرقی داره؟؟؟حیوون حیوونه دیگه...!!!!

حالا یه اتفاق واقعی نسبتا" جالب:

یه نفر که دکتره واسمون تعریف کرد که یه روز یه مرده با زنش میاد مطبش بعد زنش مریض

 بوده...واسش آزمایش خون می نویسه بعد که جواب و میارن ...دکتره میبینه که هیچ مریضی

نداره!!!تعجب می کنه و زنگ می زنه آزمایشگاه می گه که جواب آزمایش این خانوم حتما"

اشتباه شده...مسئول آزماییشگاه می گه که خانوم نبود که یه آقا بود!!!دکتره حسابی تعجب

می کنه و به مرده می گه!!!یارو که انگار ترک بوده میگه که زنم با این حال بدش خونم باید

بده؟؟؟؟

اینم چند تا عکس از فیلم جدید الایجا وود:

 

 

فعلا" بای

 

 نوشته شده توسط لادن |  
مدرسه و عکس

 

سلام به همگی!!!امروز روز چهاارم مدرسه بود!!!باورم نمیشه فردا باید بریم مدرسه!!!آخه

اینجا سالهای پیش پنجشنبه ها و جمعه ها تعطیلات آخر هفته اس!!!یعنی بود!!!الان جمعه ها و

شنبه ها!!!ولی خب بازم بعد از ۵ سال کی میتونه پنجشنبه ها بره مدرسه؟؟؟؟

بگذریم!!!روز اول مدرسه امون یکشنبه بود!!!راستی مدرسمون ایرانیه!!!!نمی دونم چرا این

معلم پرورشی مون مثل همیشه هنوز چشمش به من نیفتاده  کاراش شروع!!!یه هفته قبل از مدرسه

ساعت ۸ صبح به موبایلم زنگ زده داره به من دستور می ده!!!منم که تو خواب نمی فهمیدم چی

می گه....!!!چقدر از این جور آدما بدم می آد!!!

خب وقتی رفتیم مدرسه بخاطر کارای معلمه مدرسه رو متر کردم!!!بیچاره این مهسا و عارفه ام

 به خاطر من باهام اومدن...!!!حالا مگه این کارا تموم می شد!!!

بعدشم مدرسه خیر سرش برنامه داشت!!!!از این برنامه هایی که آدم از اول تا آخرش یا خوابه

یا با دوستاش حرف می زنه!!!!!!بعدشم پریسا اومد!!!

زنگ اول که برنامه داشتیم...!!!مزخرف بود!!!زنگ دومم بی کار بودیم که نشستیم درباره ی

شماره هایی که گرفته بودیم حرف زدیم...!!!البته خیلی خوب نبود!!!اصلا" خوب نبود

چون یکی از بچه ها همون الیکا رفته ایران............

خلاصه زنگ بعدم که سختگیر ترین معلممون خانم خلیلیان معلم دینی مزخرف ترین درس... که

یکی از اون دو تایی بود که از پارسال مونده بود...دقیقا" متضاد هم دیگن!!!

با خانم اکبری این قدر می خندیم که خدا می دونه...

زنگ آخرم ورزش داشتیم با خانم گلعذاریکی از معلمای جدید!!!که خدا رو شکر امسال خیلی

خوب از آب در اومد...!!!ساعت ۲:۳۰ هم تعطیل شدیم!!!

اینم خصوصیات معلمامون:(نمی دونم چرا امسال فامیلی هاشون سخت شده آهان اینم بگم که

سوم راهنماییم....فکر نکنین دبیرستانم!!!)

خانم خلیلیان:معلم دینی و قرآن و عربی...(از دینی متنفرم)لوس و سخت گیرو بی جنبه....

خانم گلعذار:معلم ورزش...خیلی معلم خوبیه!!!

خانم کارگر:معلم حرفه و هنر...خیلی معلم باحالیه...سر امتحان مکالمه زبان(فقط مدرسه های

لیرانی تو امارات دارن)اون سرمون بود بعد بهمون گفت که اگه می خواین مشورت کنین

یواش بکنین که سه بازی نشه!!!

آقای بابایی:معلم مکالمه زبان...به قول خودش فارسی بلد نیست ما هم بهش گفتیم خودتی داداش

احمق هر چی ما بهش می گیم جوابمون و می ده...سر کلاس من و مهسا و پریسا و عارفه مدام

داریم انگلیسی حرف می زنیم  بعد بر می گرده می گه که نمی دونم چرا تو این کلاس هیچ کس

انگلیسی حرف نمی زنه...بعد من به بچه ها گفتم حرف می زنمیم ولی جزء آدم حسابمون نمی

 کنن!!!خلاصه یه دفعه که نزدیک بود یه چیزی بهش بگم از بس عصبانی بودم!!!

خانم طهمورثی(عجب فامیلییی...):معلم ریاضی معلم خوبیه!!!

خانم صفاییان معلم زبان که خیلی خره....یکی از بچه ها برگشت گفت که خانم قیچی چی می

شه؟؟؟بعد اشتباه گفتکه من اینجا نمیگم چی گفت...چون یه فحش خیلی خفن انگلیسی بود!!!

بعد من حواسم نبود برگشتم گفتم scissorبعد گفت آره آره!!!همه داشتیم از خنده می ترکیدیم!!

بقیه اشون نیمدن!!!ولی همین الان چند تا عکس از هری پاتر ۵ پیدا کردم!!!

امیدوارم از همه چی خوشتون اومده باشه!!!فعلا" بای

(L-r) RUPERT GRINT as Ron Weasley, DANIEL RADCLIFFE as Harry Potter and EMMA WATSON as Hermione Granger in Warner Bros. Pictures' fantasy "Harry Potter and the Order of the Phoenix."

 

L-r) RYAN NELSON as Slightly Creepy Boy, NICK SHRIM as Somewhat Doubtful Boy, BONNIE WRIGHT as Ginny Weasley, SHEFALI CHOWDHURY as Parvati Patil, OLIVER PHELPS as George Weasley, AFSHAN AZAD as Padma Patil, KATIE LEUNG as Cho Chang, JAMES PHELPS as Fred Weasley, DANIEL RADCLIFFE as Harry Potter, MATTHEW LEWIS as Neville Longbottom, EMMA WATSON as Hermione Granger, RUPERT GRINT as Ron Weasley, EVANNA LYNCH as Luna Lovegood, WILLIAM MELLING as Nigel and ALFRED ENOCH as Dean Thomas in Warner Bros. Pictures' fantasy "Harry Potter and the Order of the Phoenix."

 

DANIEL RADCLIFFE as Harry Potter in Warner Bros. Pictures' fantasy "Harry Potter and the Order of the Phoenix."

L-r) IMELDA STAUNTON as Dolores Umbridge, EMMA THOMPSON as Sybil Trelawney, MAGGIE SMITH as Minerva McGonagall and DAVID BRADLEY as Argus Filch in Warner Bros. Pictures' fantasy "Harry Potter and the Order of the Phoenix."

IMELDA STAUNTON as Dolores Umbridge in Warner Bros. Pictures' fantasy "Harry Potter and the Order of the Phoenix."


Emma Watson as Hermione Granger in Warner Bros. Harry Potter and the Order of the Phoenix - 2007  

if u can't see the picturs just click right on the X then select show picturetwo or three times or maby more i dunno what the hell is wrong with this and that's all!!!enjoy and have a nice day 

 نوشته شده توسط لادن |  
کتاب و بازیگر و عکس!!!
 

 سلام به همگی!!!۲ روز دیگه مدرسه ها شروع می شه!!شاید بعضیاتون از علاقه ی عجیب

  من به کتابای تخیلی و ترسناک و مخصوصا" هری پاتر و بازیگرای انگلیسی متل دن ردکلیف

خبر داشته باشین!!!امسال که ایران نرفتیم تمام پول من رفت برای کتاب!!!حالا هر کسی

اگر توضیحی یا خلاصه ای از کتاب یا نویسنده ی یا بازیگرای خاصی می خواد  کامنت بده من یا

 سایت می دم یا اگه تونستم خودم آپ میکنم!!!پس کامنت یادتون نره!!بای

and here,there's some photos of my favourite actor:dan radcliffe

 

 

dan radcliffe,emma watson and rupert grint

 

 

:and these r dan's sites

www.danradcliffe.co.uk

www.danradcliffe.com

 

 نوشته شده توسط لادن |  
یه پسر خوب

                     مشخصات يه پسر خوب
 
 
      يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
 
       يه پس ر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت
      مقدور نمي باشد"
 
 
     يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
 
     يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
 
     پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه
 
    بيرون
 
    يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
 
    يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
 
    يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
 
    يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي"
 
    "کجا ""دير نکني يا"
 
    يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
 
    يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4
 
    ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
 
    يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي
 
    بر نمي آيد
 
    يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
 
    يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
 
    يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري
 
    خيابانهاي شهر را متر نميکند
 
     يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه
 
       و    شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
 
     يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و ب
 
ا     سنجاق قفلي محکم ميکند
 
      يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت
 
      ميدزود
 
      يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم
 
      بخت دارند را نميکند
 
     يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري)
 
 
ژيک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي
 
      صوتي ايجاد نميکند
 
     يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي
 
     خانوادگي خود را نميبرد
 
     يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
 
     يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد
 
     بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
 
     يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي
 
     اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
 
     يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال
 
    يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
 
    يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و
 
    بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
 
    يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
 
   يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا
 
    با پليس 110 تماس حاصل مي کند
 
    يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر
 
    و الاغ به کار نميبرد
 
    يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط
 
    از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
 
    يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن
 
    نميدهد
 
     يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته
 
     و1 متر به بالا نميپرد
 
    يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
 
    يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2)
 
    وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد
 
    يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
 
    يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با
 
    رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
 
    يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت
 
    مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
 
    يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون
 
    شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سنی۱۴ تا۲۴سال ديد سوار
 
     کرده و به مقصد مي رساند
 
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . .
 نوشته شده توسط لادن |  
اینم یه شعر
سلام به همگی...!!!مرسی از نظراتون!!! تابستون چقدر داره سریع میگذره اااا!!!اینم یه

شعر انگلیسی که شاعرشم نمی دونم کیه...ولی خیلی به نظرم قشنگ و  پرمعنی بود...!!اول

یه عکس بعد شعر..!!!البته عکسه به ربطی نداره ولی عکس خوبیه!!!

    خوشی آنجا بیشتر است که هیچ گونه خوشی به همراه نداشته باشد...

   برگی به زمین نمی افتد که افتادنش خوشی به همراه نداشته باشد...

  و آن یا خوشی یک سکوت است ویا لذت یک صدا...

 

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
How to make woman happy....

     How to make a woman happy???some useful adices for men and 

boys

It's not really difficult to make a woman happy!!!a man only needs to

:be

A friend

A companion

A lover

A brother

A father

A master

A chef

An electrician

A carpenter

A plumber

A mechanic

A decorator

A stylist

A psychiatrist

A healer

A good listener

An organizer

A good father

Very clean

Sympathetic

Athletic

Warm

Attentive

Intelligent

Funny

Creative

Tender

Strong

Undrestanding

Tolerant

Prudent

Ambitious

Capable

courageous

Determind

True

Dependable

Passionate

:WITHOUT FORGETING TO

Give her compliment regularly

Love shopping

Be honest

Be very reach

Not stress her out

Not look out other girls

:  And at the same time u must also

Give her lots of attention

Give her lots of time

Give her lots of space and never worring about where she goes

:It is very important not to forget

Birthday

Anniversaries

Arrangements she makes

 نوشته شده توسط لادن |  
قاب عکس
 

   روزی که کودکانه به تصویر خویشتن

   در چشمه ها و آینه ها دیده دوختم:

   پنداشتم که آینه همتای چشمه است

   وین هر دو در نگاه نخستین برادرند.

   پنداشتم که هر که در آینه بنگرد

   در چشمه نیز چهره ی او جلوه می کند

   وان چهره های تیره و روشن برابرند.

    پنداشتم که چشمه اگر خفته در چمن

   آیینه ای است عاشق دیدار آفتاب....

 

     

 

 نوشته شده توسط لادن |  
از نقطه تا دایره...
 

        لحظه ای چند به خورشید نگه کردم

        پس ازان

       دیده را بستم:

      زیر  پلک من

     نقطه ای گرد و سیاه

    چرخ زد چرخ زد و چرخ زد و دایره شد.

    مثل سنگی که در آب اندازی

    و ازو دایره ها برخیزد

    و ازو دایزه ها بگریزد

    چرخ زد چرخ زد و چرخ زد و دایره شد.

    چشم وا کردم و خورشید شدم.........

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
حدیث دیگری از عشق
 

قصه ی آن دختر را می دانی ؟
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »
 
***
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
 
***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
 
***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نا بینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
 
***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد
هق هق کنان گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
 
 
 
 
 
 

    

 نوشته شده توسط لادن |  
زمان

 

    

 

 

       بس کند می گذرد برای آنان که در انتظارند...

       بس تند می گذرد برای آنان که می ترسند.....

       بس طولانی است برای آنان که در اندوهند...

       و بس کوتاه برای آنان که سر خوش اند...

       اما ابدی است برای آنان که عاشق اند....

  

 نوشته شده توسط لادن |  
زنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگی
 

                     

               بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران

                                                   کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

               هر گو شراب فرقت روزی چشیده باشد

                                                   داند که سخت باشد قطع امیدواران...

                                        مرسی از نظراتون.....

 نوشته شده توسط لادن |  
عشق واقعا چیـــــــــــــــــه....؟؟؟؟

عشق واقعا چیه؟؟؟؟یعنی چی میان میگن عاشق شدم..........؟؟؟؟اینا رو من از این و اون شنیدم...

هر کس یه برداشتی از عشق داره....

    عشق یک هنر است همان طور که زیستن یک هنر است...پس یه جورایی میشه گفت:

 زندگی بدون عشق=مرگ

واقعا بعضی ها درست می گن که آدم باید برای عشق بجنگه نبای گدایی کنه....و واقعا هم

 درست که می گن می شه در عرض یه روز عاشق شد ولی یه عمر طول می کشه تا یه نفرو

فراموش کرد..........و واقعا هم درسته که عشق بزرگترین جادوست....

شما هم بیاین نظر بدین....

 نوشته شده توسط لادن |  
شکست در عشق........

    شبی از یار  پرسیدم:چه قدر مرا دوست داری............؟؟؟گفت به اندازه ی ستاره های

 آسمان.....به آسمان نگاه کردم....دریغ از یک ستاره....!!!!

    سوختم....شکستم....!!!این است شکست در عشق..........!!!! 

 

 

 نوشته شده توسط لادن |  
سلام
 

  سلام به همگی ! پنجشنبه هفته پیش تولدم بود!!!اتفاقای خیلی عجیبی واسم افتاد که اصلافکرشو

   نمی کردم!!!دست دوستام  که اینقدر به فکرم بودن هم درد نکنه....امیدوارم تا الان از

وبلاگم لذت برده باشین.......فعلا بای....

 

 نوشته شده توسط لادن |  
دروغ
 

     دروغ می گفت دیگری را دوست داشت...بارها به او گفتم دوستم داری...؟؟گفت آری..!!

 تا ابر خاموش بودم...تا آخر از  پای شکیبا افتادم...!!گفتم:راستش را بگو تو را خواهم بخشید

...!!!!آیا دل به دیگری بسته ای؟؟گفت: نه....!!فریاد زدم: راستش را بگو از نگاهت هر چند

 سنگین خواهم گذشت...!!

   عاقبت با آرزوی فراوان  پیش آمد و گفت: مرا ببخش...دیگری را دوست دارم...!!!

 گفتم: حال که تو سالهای زیاد به من دروغ گفتی من نیز به تو دروغ گفتم...!

هرگز تو را نمی بخشم......!!!!

 

                 

 نوشته شده توسط لادن |  
بی تو.................
 

   بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار

 تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم.در نهانخانه ی جانم گل یاد تو

 درخشی باغ صد خاطره خندید.....عطر صد خاطره پیچید.....!!!یادم آمد که شبی با هم از آن 

 کوچه گذشتیم  پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

 تو همه راز جهان در چشم سیاهت من محو تماشای نگاهت.

     آسمان صاف و شب آرام  بخت خندان و زمان رام .خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه

 دست برآورده به مهتاب.شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ.یادم آمد تو به

 من گفتی از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کنآب آیینه ی عشق گگذران است

 تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است.تا فراموش کنی

 چندی از این شهر سفر کن.با تو گفتم حذر از عشق نذانم سفر از  پیش تو هرگز نتوانم.روز

 اول که دل به تمنای تو  پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من

  نرمیدم.نگستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم.همه جا گشتم و گشتم.

 حذر از عشق ندانم سفر از  پیش تو هرگز نتوانم.

    اشکی از شاخه فرا ریخت مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت.اشک در چشم تو لرزید

 ماه بر عشق تو خندید.یادم آمد که دگر جوابی نشنیدم. پای بر دامن اندوه کشیدم و نرمیدم.

 رفت در ظلمت غم آن شب شب های هم.نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم.نکنی دگر از آن 

  کوچه گذر هم.

    بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.................!!!

 نوشته شده توسط لادن |  
فهرست اصلی
حرفای قبلی
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by miss-ladan.Blogfa.com